ابو الفضل هادى منش
55
ساقى تشنه ( نگاهى به زندگى حضرت ابوالفضل ( ع ) ) ( فارسى )
هرگز نخواهم كه زنده بمانى ! اين حسين عليه السلام است كه دل از زندگانى شسته ، اما تو آب سرد و گوارا مىنوشى ؟ ! به خدا قسم كه اين شيوهء دين من نيست . « 1 » 4 . قطع شدن دستان حضرت پس از برداشتن آب ، اسب خود را نهيبى زد و به سرعت از آبراه خارج شد تا زودتر آب را به خيمهها برساند . زيد بن ورقاء جُهَنى پشت نخلى كمين كرده بود و به محض خارج شدن او از آبراه ، غافلگيرانه به حضرت حمله كرد و دست راست او را قطع نمود . حضرت عباس عليه السلام شمشير را به دست چپ خود گرفت و به آنها حملهور شد و خشمگنانه سرود : وَ اللَّهِ انْ قَطَعْتُمْ يَمِينِىانِّى احَامِى ابَداً عَنْ دِينِى وَ عَنْ إمامٍ صادِقِ اليَقِينِنَجْلِ النَّبِىِّ صلى الله عليه و آله الطّاهِرِ الْأمِينِ « 2 » به خدا سوگند اگر دست راستم را قطع كنيد همواره پشتيبان دينم و امامم كه يقين راستين دارد و نوهء پيامبر صلى الله عليه و آله پاك و درستْ كردار است باقى مىمانم . او به پيكار آن قدر ادامه داد كه خسته شد . حكيم بن
--> ( 1 ) . المقرم ، مقتل الحسين عليه السلام ، ص 337 ؛ بحرالعلوم ، مقتل الحسين عليه السلام ، ص 320 ( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 108 ؛ مثير الأحزان ، ص 84